یک گام بزرگ برای استقلال

09833393641544376707.jpg" /> یاد پرنده هایی می افتم که برای یاد دادن پرواز به جوجه هاشون اونا رو نوک میزنن یا از یه جای یکم بلند میندازن پایین منم الان توی وضعیت مشابهی قرار گرفتم چون سخت ترین و شاید عمیق ترین ارتباط تو رو در این 22ماه قطع کردم وقتی پیشت نیستم خودم گریه میکنم وقتی پیشتم تو گریه میکنی ولی نازنینم این مسیر رو باهم طی میکنم و همینطور که تا بحال عالی بودی از این به بعد هم عالی خواهی بود........

عرفه و ...

ساینای من امروز روز عید است روز جشن و سرور و شناخت روز عرفه و عرفه در زبان عرب یعنی شناخت در حالت فعل مطلق آن و شناخت و رفت شناخت و داد هرچه را داده بودند پس داد و رفت .عرفه شناخت اسماعیل است وحلاج که در حسین کامل میشود و بعد از شناخت تاب ماندن سخت است و رفتن چه شیرین میشود خواه این رفتن با چاقوی پدر باشد  یا بر سر دار یا سر بر نیزه نهادن فرقی نمیکند پس از شناخت ماندن محلی از اعراب ندارد........

عیدت مبارک معجزه ی زندگی من .....

این حرف تکراری است ولی.....

مولتی هاستر" /> چه زود روزها میگذرند و کودکانمان بزرگ میشوند و از ما می گذرند برای خودشان آدمهایی میشوند چنان مستقل که باورمان نمیشود روزی عدسی در رحم های ما بودند

عاشقانه

ساینایی مشغول مرتب کردن کمد م هستم و تو ذوق کرده ایی از اینهمه خرت و پرت که دور و بر ریخته و تو آزادی با آنها ور بروی و بازی کنی و هی ذوق کنی و چنان در خود مشغولی که نمیدانی مامان وسط کاغذهایش نامه ی عاشقانه بابایی را پیدا کرده و رفته در پرواز و خاطرات و اینکه دوباره به خودم می آییم و با دیدن تو و بابایی دوباره با خدایم بگویم خدایا ممنونم که مرا عاشقانه دوست داری............